یا من یعطی من سئله!و من لم یسئله!
صبح ها که بیدار می شم به امیدت! ،روز ها که می گردم به امیدت!و شبها که بی خوابی ها رو با کلامت پر می کنم به امیدت !می گم یا من یعطی من لم یسئله
دو ساله که تو این ماه عزیز بعد از نماز وقتی همه با هم می خونن یا من یعطی من سئله برای همه ی اونایی که یادمه و همه ی اونایی که یادم نیست دعا می کنم جز...و وقتی می گن یا من یعطی من لم یسئله یاد خودم می افتم ،یاد چیزی که من هیچ وقت نخواسته بودم ،حتی بهش فکر نکرده بودم ،اما تواز زیباییش برام گفتی ،طعم شیرینش رو بهم چشوندی،یادم دادی چه جوری باهاش زندگی کنم ،اما هیچ وقت نشونم ندادی!و من تو تمام این دو سال بین زمین و آسمون معلق بودم!گیج و گنگ !
سر رشته ش جان به جام بگذار کین رشته ازاو نظام دارد
حالا بعد از دو سال خواستن ،خواستن چیزی که نا خواسته وارد زندگیم کردی ،مثل هیشه ی لحظه های زندگی قشنگ و دوست داشتنی ام تنها امیدم به توست و هر روز چشمه ی جدیدی از امید،امید به جود و کرمت در وجودم می جوشد .
حالا وقتی تو مسجد یا من یعطی من سئله به گوشم می خوره میگم این درد از توست و می جوید نگاه رحیم و غفور تو را!!
پی نوشت:
1.یکی دو هفته اخیر رو باید جزء سخت ترین ولی زیباترین لحظه های زندگی ام بدونم ،گذروندن تجربه ای سخت و فراموش نشدنی .اولین و ان شاءلله آخرین ! روزهای اول تردید و دو دلی و امروز یقیین و ایمان .یقیین به این که هر سلام،خداحافظی و هر دل بستن ،دل کندن ای رو در پی داره .گرچه کو دلی!!!!
امروز از دو هفته پیش خیلی بزرگتر شدم !خیلی....
2.بیش از 10 بار گوش کردم :
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
عالی بود ... چه حس غریب و قریبی
ای عشق!همه بهانه ازاز توست!
من خامشم این ترانه از توست
آن بانگ بلند صبحگاهی
واین زمزمه ی شبانه از توست
ای اتش جان پاکبازان!
در خرمن من زبانه از توست...
سلام.تبریک می گم وبلاگ جدید رو نرگس خانم!
سلام
امیدوارم این شروع خوب برای نامه های کاغذی در ادامه بهتر از اینها هم بشود.